مدیر.بیز
۱۵ بهمن ۱۳۹۴

به نام خدای مستمندان

30kvlh1
سلام به همه ی شما مردم شهر . امیدوارم لحظاتی که این متن رو می خونید حالِ دلتون خوب باشه . گفتم حالِ دل  ، یاد یه اتفاقی افتادم . یادمه روز مادر بود . می خواستم برای مادرم یه دسته گل بگیرم و طبق معمول قیمت هر شاخه گل مساوی  قیمت گل خونه های هلند بود و انگار گل فروشان محترم شهر ، شخصا با پای پیاده و با بالاترین قیمت دلار اقدام به تهیه ی گل از گل فروشی های هلند نموده و برایمان با کلی منت گل آورده اند ! بگذریم . منصرف شدم . سر چهار راه دوتا دختر بچه بودند که غنچه ی گل رز قرمز را شاخه ای هزار تومان می فروختند . یکی از آنها سمت من آمد . به نظرم حدود بیست تا شاخه گل داشت . دیدم همه ی اینها را یکجا بخرم می شود دو تا شاخه رز از گل های گل فروش محترم شهر !! دختر دیگر هم که دید من همه ی آنها را خریدم به سمت من آمد که از او هم گل بخرم ولی من زیر بار اصرار های بسیار شدید و مظلومانه اش نرفتم ! دختر بچه ها رفتند آن طرف خیابان . دیدم هفت یا هشت نفر که یکی مشخص بود پدر خانواده و دیگری مادر خانواده است در کنار پنج شش نفر بچه ی نوجوان و کودک گِرد هم در فضای سبز پارک نشسته اند . کاملا مشخص بود دختر بچه ای که همه ی گل هایش رافروخته در کنار جمع خانواده جمع می شود ولی دخترک دیگر تا زمانی که مابقی گل ها را نفروشد در کنارشان جایی ندارد ...
امیدوارم هنوز هم حالِ دلتون خوب باشه !
هر روز پشت چراغ قرمز ها در کنار دیوار ها و در کنار محل هار رفت و آمد عمومی ، چند تا دختر و پسر می بینیم که مشغول دست فروشی و تکدی گری هستند . میانگین سنی آنها شاید هفت یا هشت سال باشد ! ما چقدر از هفت سالگی خودمان خاطره داریم ؟ حاضرم قسم بخورم که این بچه ها تا اخر عمر خاطرات هر شب هفت سالگیشان را به خاطر نگه می دارند .
تقصیر من و شماست . تقصیر همه ی ماست . بیست و سوم مرداد سال گذشته در اولین همایش هزار و ششصد نفریمان یادم هست یکی از اساتید بحث بازاریابی پاسخگو را مطرح کردند . واقعا فعالیت های اقتصادی ما از روز اول تا امروز چقدر پاسخگوی نیاز های واقعی جامعه بوده است ؟ چند نفر از ما در کسب و کارشان به فکر حل کردن بخشی از مشکلات غیر اقتصادی جامعه هستند ؟ بله کاملا درست فکر می کنید . مشکل اقتصادی که حل بشود ، فقر و فساد و ناهنجاری  ها و بزهکاری ها هم کمرنگ تر و محو می شوند . اما من باورم نمی شود که بدون داشتن برنامه ریزی فرهنگی ، درد اقتصاد مداوا بشود .
پسا تحریم و پسابرجام اگر شعار بماند حال دلمان بغض آلود و نمناک خواهد شد.
آیا نباید همانقدر که در برنامه ریزی کلان کشور به ساخت سد و نیروگاه و جاده و طونل و ساختمان ها توجه می شود به کمک کردن به کودکان آسیب دیده ی کار که در سطح شهر به اجبار صاحبانشان یا پدران معتاد و مادران متکدیشان کار می کنند توجه شود ؟
تحریم ها که رفع بشوند به نظرم این کودکان تازه تحریم هایشان تشدید می شود . می پرسید چرا؟ می گویم آدمی زمانی که گرفتار می شود رو به سمت نذر و نیاز و صدقه و خیرات می آورد ! حال فکرش را بکیند ما مردم شهر بخشی از گرفتاریمان حل بشود !
کودکان معصوم شهر بالاخره در پایان هر شب پولی به دست می آورند . اما سوال من اینجاست که این شب ها کی تمام می شوند ! در خواست من کمک کردن به متکدیان نیست ! البته که باید به نیازمندان واقعی کمک کرد . ولی درخواست من توجه به نیاز های غیر مادی جامعه است . شاید اگر ما بخشی از دغدغه هایمان را از توجه مطلق به مادیات و اقتصاد برداریم و کمی با مردم پایین دست خود مهربان باشیم امروز شاهد اصرار های پی در پی دختر بچه ای در میان دود ماشین ها و سرمای شدید نباشیم .
ومن امروز شاهد اینم که سرزمین آریایی ام تناقض های بسیاری در سیاه و سپیدی عکس هایش به چشم می خورد و یاد این شعر می افتم که :
چشم های من این جزیره ها که در تصرف غم است، در هوای گریه های نم نم است، گرچه برق آه بی گناه من ذوب می کند سد صخره های سخت درد را، فکر می کنم عاقبت هجوم ناگهان عشق فتح می کند پایتخت درد را . . .

 


دیدگاه مخاطبان
رضوی
۱۳۹۴/۱۱/۱۵
بسیار زیبا وتأثیر گذار بود
سپاسگذارم
ارسال پاسخ به دیدگاه " رضوی "
لطفا برای درج دیدگاه خود فرم زیر را تکمیل نمایید.
نام:*
پست الکترونیک:
تلفن همراه:
متن دیدگاه:*
لطفاً عبارت نمایش داده شده در تصویر بالا را وارد نمایید.

ثبت دیدگاه
لطفا برای درج دیدگاه خود فرم زیر را تکمیل نمایید.



نام: *
پست الکترونیک:
تلفن همراه:
متن دیدگاه:*
لطفاً عبارت نمایش داده شده در تصویر بالا را وارد نمایید.
بازگشت به سرویس ویژه