مدیر.بیز
۱۰ شهریور ۱۳۹۴

تعادل بین زندگی و کار چالش امروز دنیا

11120-footofan_com work-life-balance-hand1 100880154309 «تعادل در کار و زندگی یعنی یک روز سرشار از موفقیت و خشنودی در چهار بخش از زندگی: کار، خانواده، دوستان، و خود».
درطول تاریخ، کار به عنوان یکی از راه های اساسی مشارکت اجتماعی و بیان شخصیت و عظمت انسان بوده و انسان خود را با کار معنا کرده است، با وجود این، کار تنها راه مشارکت اجتماعی نیست و تمامی وجود انسان در کار خلاصه نمی‌شود. نیاز انسان به آرامش و استراحت، بر عهده گرفتن مسوولیت های اجتماعی، صرف وقت برای خانواده و مانند ‎آن، ابعاد دیگری از فلسفه وجودی انسان را تشکیل می‌دهند.
کار و خانواده می‌توانند اثر متقابل و نقش مکمل برای یکدیگر داشته باشند، با کار کردن نیازهای خانواده برآورده می‌شود و حمایت خانواده موجبات تقویت روحی و جسمی کارکنان برای انجام موفقیت‌آمیز امورات را فراهم می‌آورد، یکی از سوال های اساسی در این زمینه این است که رابطه کار و زندگی چگونه باید تعریف و تنظیم شود و پاسخ به این سوال نیز ممکن است به تعداد جوامع و حتی افراد یک جامعه متفاوت باشد. آنچه امروز برای شما تعادل در کار و زندگی محسوب می‌شود، شاید فردا مفهوم دیگری داشته باشد، با ‌‌وجود این، لازم است همه افراد، سازمان ها و جوامع به این موضوع بیندیشند و پاسخ و راهکاری مناسب با شرایط، اهداف و ارزش های خود بیابند. بی توجهی به این امر موجب تعارض در کار و زندگی می‌شود که نتایج زیانباری درپی‌دارد. 
جیم برد (2012) پیش‌بینی کرده است که در 30 تا 40 سال آینده، تعادل بین کار و زندگی به مهمترین موضوع محیط های کار در آمریکا تبدیل خواهد شد و لازم است سازمان های این کشور در این زمینه برنامه‌های راهبردی داشته باشند تا بتوانند از عوارض عدم تعادل در کار و زندگی در امان بمانند.
عوامل و شرایط بروز عدم تعادل در کار و زندگی
یکی از عواملی که موجب تعارض بین کار و زندگی می‌شود، ساعات کارطولانی است. در آغاز رایانه‌ای شدن فرایند تولید و گسترش فناوری اطلاعات برخی از صاحب‌نظران بر این عقیده بودند که جوامع صنعتی با خیل عظیم بیکاران مواجه خواهند شد و زمان فراغت به‌حدی زیاد می‌شود که پرکردن این اوقات خود به معضل بزرگی تبدیل خواهد شد. این پیش‌بینی‌ها چندان هم درست از آب درنیامد و بازار کار نه‌تنها با چنان مشکلی مواجه نشده، بلکه با چشم‌پوشی از برخی نوسان ها و تفاوت های بین کشورها، توانست تعداد بیشتری از زنان را جذب کند. بر اساس پیشنهاد اتحادیه اروپا در سال 1995، به منظور حفظ سلامتی و ایمنی کارکنان، حداکثر ساعات کار آنان 48 ساعت در هفته تعیین شد. یک گزارش منتشر شده در سال 2000، نشان داد که متوسط ساعات کار کارکنان انگلیسی که بالاترین ساعات کار را داشته‌اند برابر با 6/43 ساعت در هفته، بوده است. در آلمان متوسط ساعات‌کار 1/40 ساعت، درفرانسه 6/39 ساعت و ‌در ایتالیا 5/38 ساعت‌ بوده ‌است. گزارش دیگری که درسال 2013 منتشر شد نشان داد که در فرانسه و ایتالیا ساعات کار تغییری نکرده بود ولی در انگلستان متوسط ساعات کار به 6/39 ساعت در هفته کاهش یافته بود. براساس این آمار، متوسط ساعات کار کارکنان ژاپنی 2/42 ساعت و کارکنان امریکایی 6/42 ساعت در هفته بوده که بیانگر بیشتر بودن متوسط ساعات کار دو کشور یاد شده نسبت به کشورهای عضو اتحادیه اروپاست. 
تفاوت در ساعات کار طولانی نه تنها بین کشورهای مختلف مشاهده می‌شود، بلکه افراد، گروه ها و سطوح مختلف شغلی نیز ساعات کار متفاوتی در هر یک از این کشورها دارند و دلایل و انگیزه‌های آنها نیز برای سپری کردن ساعات بیشتری در محیط کار متفاوت است. مطالعات متعددی در کشورهای صنعتی نشان داده است که برخی از کارکنان، از جمله مدیران و کارکنان متخصص، بیش از 60 ساعت در هفته کار می‌کنند و بین بخش های مختلف اقتصاد، کارکنان هتل‌ها و پس از آن کارکنان بخش کشاورزی بالاترین ساعات کار را دارند. همچنین، پژوهش ها نشان می‌دهد که ساعات کار طولانی بین مردان رواج بیشتری دارد. 
دلایل و انگیزه‌های افراد در داشتن ساعات کار طولانی متفاوت است و در مطالعات انجام شده به مواردی مانند درآمد بیشتر، پیشرفت شغلی، حفظ شغل فعلی، رقابت با همکاران در کسب سمت های بالاتر، خدمت به جامعه و فرار از استرس‌های خانه و مانند آن، اشاره شده است. نکته جالب در یافته‌های برخی از پژوهش ها این است که ساعات کار طولانی تاثیری زیادی در افزایش بهره‌وری ندارد. در یکی از پژوهش ها بیش از نیمی از پاسخگویان معتقد بوده‌اند که اگر کارها به نحو بهتری سازماندهی و هدایت شود، می‌توان ساعات کمتری را صرف کار کرد (موسسه بین‌المللی مدیریت تعادل بین کار و زندگی). در برخی از مطالعات مشاهده شده است که برخی از کارکنان، به‌ویژه مدیران و متخصصان، علاوه بر انجام وظایف شغلی در محل کار، بخشی از وظایف خود را طی روزهای هفته یا تعطیلات پایان هفته به خانه می‌برند و بدین ترتیب فرصت کمتری پیدا می‌کنند تا از مصاحبت با سایر اعضای خانواده و رفتن به گردش و مسافرت، لذت ببرند. از جمله موارد دیگری که موجب عدم تعادل در کار و زندگی می‌شود، چند شغله بودن است.
برخی از کارکنان برای تامین نیازهای زندگی مجبورند بیش از یک شغل داشته باشند. مدیران نیز با انگیزه درآمد بیشتر یا انگیزه‌های دیگری، به‌طور همزمان در چند شغل فعالیت دارند.
به طور کلی عوامل ایجاد استرس و ایجاد عدم تعادل بین زندگی شخصی و شغلی افراد:
استفاده نکردن از مرخصی سالیانه و حضور در محل کار در تعطیلات آخر هفته و تعطیلات رسمی
 حجم زیاد کار و مسوولیت های شغلی
 تقسیم کار نامتعادل و نامتناسب
 عدم حمایت از کارکنان
عدم امنیت شغلی
 تهدید کارکنان و بدرفتاری با آنان
 تعیین ضرب‌الاجل و فشار مداوم برای پایان کار
 تغییرات شغلی و محیطی
 سفرهای طولانی برای انجام کار
 مشکلات خانوادگی
عدم تقسیم وظایف خانه بین زن و مرد و عدم مشارکت در امور منزل. 
توانمند سازی پرسنل برای ایجاد تعادل بین زندگی کاری و زندگی شخصی و هدف گذاری برای افزایش انگیزه افراد در جهت بهبود بهره وری شخصی از وظایف مدیران منابع انسانی و مدیران ارشد سازمان هاست تا بتوانند روحیه خود کنترلی و خود انگیزشی در افراد ایجاد نمایند.
همچنین فرهنگ سازی در پرسنل مبنی بر افزایش دانش تخصصی در زمینه ی صنعت یکی دیگر از شاخص هایی است که سازمان را در جهت رسیدن به اهداف استراتژیک خود سوق  می دهد و سبب افزایش تعهد سازمانی می شود که شما می توانید این موضوع را مقاله "​مدل wifi در تعلق و تعهد سازمانی" بررسی نمایید.


ثبت دیدگاه
لطفا برای درج دیدگاه خود فرم زیر را تکمیل نمایید.



نام: *
پست الکترونیک:
تلفن همراه:
متن دیدگاه:*
 _               _   
| |             | |  
| |_  ____ _ __ | |_ 
| __||_  /| '__|| __|
| |_  / / | |   | |_ 
 \__|/___||_|    \__|
                     
                     
لطفاً عبارت نمایش داده شده در تصویر بالا را وارد نمایید.
بازگشت به مقالات منابع انسانی