مدیر.بیز
۰۷ آذر ۱۳۹۴

چرا تسلیم می شویم؟

taslim
همه ما کم و بیش در اطراف خود ، میان دوست و آشنا، با اشخاصی که به سرعت تسلیم می شوند و دست از تلاش بر می دارند و به اصطلاح همه چیز را رها می کنند برخورد داشته ایم، اینگونه افراد معمولا همان هایی هستند که وقتی با ایشان هم کلام می شوید مشکلات و گرفتاری های خود را به حساب بدشانسی گذاشته و دائما حسرت زندگی دیگران را می خورند و وقتی با انسان موفقی برخورد می کنند، موفقیت او را به خوش شانسی اش نسبت می دهند. اما حقیقت چیز دیگریست.
چندی پیش مطلبی می خواندم در مورد اینکه چه می شود که تسلیم می شویم و وقتی بیشتر فکر کردم به این نتیجه رسیدم این فاکتورها در تمامی افرادی که حداقل من با آنها برخورد داشته ام و خود را بدشانس می پندارند و دست از تلاش و کوشش برمی دارند مشترک می باشد، مرور این خصوصیات خالی از لطف نیست:
اما چرا تسلیم می شویم؟
عجله داریم: کم نیستند افرادی که تمایل دارند یک شبه ره صد ساله را طی کنند، اما حقیقت زندگی چیز دیگریست و بی شک نابرده رنج گنج میسر نخواهد شد. عجله داشتن در رسیدن به هدف های ایده آل منجر به ایجاد دلسردی و در نهایت تسلیم شدن خواهد شد.
اعتقاداتمان سست می شود: ما انسان ها با توجه به اینکه قدرتمان محدود است نیاز داریم به خدای بزرگی که دامنه اختیارات و قدرتش نامحدود است، ایمان قلبی داشته باشیم تا در مواقعی که با مشکل مواجه می گردیم با توسل به درگاه حق به آرامش مطلق برسیم. اعتقاد و ایمان قوی باعث می شود که در زمینه کاری نیز نسبت به کاری که انجام می دهم اعتقاد داشته و به راحتی تسلیم مشکلات نشویم.
در گذشته سیر می کنیم: گذشته و فکر کردن به خوشی ها و اشتباهاتش، بزرگترین زنجیر بسته شده جهت جلوگیری از حرکت رو به جلو برای هر فرد است. انسان عاقل از گذشته درس می گیرد و تمام تلاش خود را می کند تا با عملکرد صحیح در حال، آینده ای درخشان برای خود بسازد.
از آینده میترسیم: آینده را هیچکس نمی تواند پیش بینی کند، اما قطعا با تلاش صحیح امروز می توانیم آینده را بسازیم و از آن خود کنیم. ترسیدن از آینده و فکر کردن به پیشامد مشکلات احتمالی در آینده به اندازه سیر کردن در گذشته خطرناک و جبران ناپذیر است.
خودمان را اصلاح نمی کنیم: پافشاری به روی مواضع اشتباه، عدم مطالعه و یادگیری، عدم استفاده از مشورت دیگران بزرگترین سموم و اهرم هایی هستند که منجر به این می شود که شخص اقدام به اصلاح افکار و رفتار اشتباه خود نکند، لذا ممکن است هر قدمی که بر می دارد با شکست مواجه شده و این امر منجر به دلسردی و در نهایت تسلیم شدن فرد گردد.
خودمان را دست کم می گیریم: عدم خود باوری و نداشتن عزت نفس دو فاکتوری هستند که باعث می شوند همواره خود را پائین تر از دیگران احساس کرده و مستحق موفقیت و جایگاه والا ندانیم، لذا تا با مشکلات کوچکی در کار و زندگی مواجه می شویم راحت ترین گزینه که تسلیم شدن است، را انتخاب خواهیم کرد.
احساس می کنیم دنیا به ما مدیون است: خیلی از افراد تقصیر های خود را قبول نداشته و برای اینکه به موفقیت دست نمی یابند دیگران، نزدیکان، پدر و مادر، دوستان، اجتماع، کشور و حتی دنیا را مقصر می دانند. اینها همان افرادی هستند که سهم هر کس جز خود را برای دستیابی به اهداف خود بیشتر می دانند، لذا زمانی که دچار بحران می گردند، برای اینکه از خود سلب مسئولیت کنند تسلیم شده و انگشت اشاره به سمت دیگران دراز می کنند!
ترس از شکست در ما قویتر از آرزوی موفقیت است: انسان ها ذاتا منفی گرا هستند، مقابله با منفی گرایی و تلاش برای ایجاد حس مثبت در انسان باید همیشگی باشد، در غیر این صورت تسلیم شدن راحت ترین راهکار خواهد بود.
احتمالات را در نظر نمی گیریم: مدیریت ریسک سهم زیادی را در موفقیت افراد موفق داراست، افراد باهوش همواره احتمال بوجود آمدن مشکلات را بررسی می کنند، لذا در شرایط بحران با توجه به پیش بینی هایی که از قبل داشته اند دچار یاس نخواهند شد.
زیاد و غیرمفید کار می کنیم: ملاک موفقیت زیاد کار کردن نیست، بلکه با فکر و جدیت و بهینه کار کردن است. اگر بدون پشتوانه فکری و علمی قوی، مانند ماشین از صبح تا شب کار کنیم نتیجه ای جز خستگی عایدمان نخواهد شد.
فکر می کنیم فقط ما مشکل پیدا می کنیم: این فکر غلط باعث می شود همواره خوبی های زندگی دیگران را دیده و دچار یاس و ناامیدی شویم.
در برابر شکست عقب نشینی می کنیم: از قدیم بارها و بارها شنیده ایم که شکست پلی ست برای پیروزی. اگر ندانیم که پس از هر شکست باید از اشتباهاتمان عبرت گرفته و راه های دیگر را برای رسیدن به هدف و پیروزی انتخاب کنیم بی شک بعد از اولین شکست تسلیم شده و برای رسیدن به هدف تلاش نخواهیم کرد.
شاید تسلیم شدن راحت ترین گزینه برای خیلی از افراد باشد، اما شکی نداشته باشید انسان های بزرگ و موفق برای رسیدن به هدف های بزرگی که در سر دارند هیچگاه دست از تلاش بر نداشته و همیشه راه های جدیدی خواهند ساخت.
سمیرا رضایی دانش آموخته باشگاه مدیران موفق و فعال حوزه IT


دیدگاه مخاطبان
نوید
۱۳۹۴/۰۹/۰۷
درود
مطلب بسیار جالبی رو مطرح کردین. نکاتی که شاید در فرهنگ امروز جامعه ما تا حد زیادی فراموش شده است. در خصوص عجله داشتن و عدم بردباری با یک نگاه گذرا به اطرافمون می تونیم ببینیم که همه بدون فکر کردن فقط در حال عجله هستن. متاسفانه فکر نمی کنن که اگر همین الان از وسط ترافیک طویل شهر یکهو برن خونه ، چه کار مفیدی انجام می دن؟ روزشون چقدر با دیروز فرق میکنه. یا اگر با هر بهانه ای حتی حاضر نیستیم با احترام به اطرافیان داخل صف بایستیم. من بعید می دونم بزرگترین دانشمند ها هم به اندازه مردم امروز ایران قدر وقتشون رو میدونستن و عجله داشتن.
بدلیل اینکه ما خیلی به نظر و نگاه دیگران وابسته هستیم ، از اشتباه کردن و مورد تحقیر و نقد قرار گرفتن می ترسیم. این باعث میشه جلوی حرکت ما گرفته بشه. این مشکل که مورد نقد و تحقیر دیگران قرار بگیریم رو با حکایتی از استاد سخن تضمین می کنم:
http://ganjoor.net/saadi/golestan/gbab4/sh2/
در خصوص خوش شانسی خیلی ها تعریف درستی از اون رو نمیدونن. فکر میکنن خوش شانسی یعنی یکدفعه پاشون بخوره به کیف پر از پول. یا یک نفر توی خیابون جلوشون رو بگیره و بگه خواهش می کنم تشریف بیارید و مدیر کمپانی ما بشید. به عقیده بنده ما باید هدف مشخصی بر اساس علاقه خودمون داشته باشیم و تلاش فراوانی برای رسیدن به اون بکنیم. حالا اگر یدفه یکجا پروژه مناسبی پیدا شد و یا دو سه عامل دست به دست هم داد تا ثمره اون تلاش رو بگیریم بهش میگن خوش شانسی.
یک جمله معروف انگلیسی هست که ترجمه اون تقریبا این میشه :
اگر واقعا می خواهید کاری رو انجام بدین برای اون راهی پیدا می کنید. ولی اگر نخواهید ، بهانه مناسبی برای انجام ندادن اون پیدا می کنید.
فکر می کنم ما مهارتمون بیشتر توی بهانه پیدا کردنه و نه پیدا کردن راه انجام دادن کارها.
در آخر مهمونتون می کنم به یک شعر زیبا از ه.آ.سایه:
به سان رود
که در نشیب دره سر به سنگ می زند
رونده باش
امید هیچ معجزی ز مرده نیست زنده باش

موفق باشید
ارسال پاسخ به دیدگاه " نوید "
لطفا برای درج دیدگاه خود فرم زیر را تکمیل نمایید.
نام:*
پست الکترونیک:
تلفن همراه:
متن دیدگاه:*
 _                    _ 
| |                  (_)
| |__   _ __  __   __ _ 
| '_ \ | '_ \ \ \ / /| |
| |_) || |_) | \ V / | |
|_.__/ | .__/   \_/  |_|
       | |              
       |_|              
لطفاً عبارت نمایش داده شده در تصویر بالا را وارد نمایید.
سمیرا رضائی
۱۳۹۴/۰۹/۰۷
نوید عزیز
ممنونم که با دقت مطالب رو میخونی و نظراتت رو با کاربران سایت و من در میون میذاری
البته من این مطلب رو در مورد مردم ایران عزیزم ننوشتم و از این دست آدم ها هر کجای دنیا وجود داره، اما متاسفم که میبینم آمار این افراد در کشور عزیزم بالاست و نرخ افسردگی و انسانهای بی انگیزه روز به روز رو به افزایشه
امیدوارم حداقل امثال من و شماهایی پیدا بشن که این مشکلات رو تحلیل کنن و برای زندگی و زمان و جوانی شون ارزش قائل باشن و آینده شون رو بسازن و به راحتی تسلیم نشن
ارسال پاسخ به دیدگاه " سمیرا رضائی "
لطفا برای درج دیدگاه خود فرم زیر را تکمیل نمایید.
نام:*
پست الکترونیک:
تلفن همراه:
متن دیدگاه:*
 _                    _ 
| |                  (_)
| |__   _ __  __   __ _ 
| '_ \ | '_ \ \ \ / /| |
| |_) || |_) | \ V / | |
|_.__/ | .__/   \_/  |_|
       | |              
       |_|              
لطفاً عبارت نمایش داده شده در تصویر بالا را وارد نمایید.
بهزاد
۱۳۹۴/۰۹/۰۷
با نظر نوید عزیز کاملا موافق هستم... مشکل یا مشکلات اکثر مردم این دوره و زمونه... من فکر میکنم خیلی از این مشکلات از زمانی شروع میشه که ما در تصمیم گیری ها با کسانی مشورت میکنیم که اطلاعات زیادی ندارن، اما در هر موردی خودشون رو صاحب نظر میدونن... خواه پزشکی باشه، خواه تاریخ و خواه تجارت.
فکر کنم اگه جمله « من در این مورد اطلاعات و آگاهی زیادی ندارم » رو بیشتر استفاده کنیم، به دیگران کمک بیشتری خواهیم کرد و حداقل اونا رو گمراه نخواهیم کرد.
یه مشکل دیگه اینه که ما درون خودمون رو با ظاهر دیگران مقایسه میکنیم و به همین خاطر همیشه احساس قربانی شدن و مورد سوء استفاده قرار گرفتن رو داریم... مقایسه ای کاملا غیر ضروری که فقط ما رو از اهدافمون دور میکنه.
عامل سوم هم قانون گریز بودن ماست و اینکه همیشه سعی میکنیم کارمون رو از راه میونبر و غیر اصولی انجام بدیم تا زودتر به نتیجه برسیم... در حالی که همونطور که شما خاطر نشان کردین، صداقت اولین فاکتور و اساس بازی برد-برده...
ارسال پاسخ به دیدگاه " بهزاد "
لطفا برای درج دیدگاه خود فرم زیر را تکمیل نمایید.
نام:*
پست الکترونیک:
تلفن همراه:
متن دیدگاه:*
 _                    _ 
| |                  (_)
| |__   _ __  __   __ _ 
| '_ \ | '_ \ \ \ / /| |
| |_) || |_) | \ V / | |
|_.__/ | .__/   \_/  |_|
       | |              
       |_|              
لطفاً عبارت نمایش داده شده در تصویر بالا را وارد نمایید.
سمیرا رضائی
۱۳۹۴/۰۹/۰۸
بهزاد عزیز
ممنون که نظراتت رو به اشتراک میذاری
خیلی خوشحال میشم وقتی میبینم دید همه آدم ها به زندگی و اتفاق های اطراف دید معمولی نیست و تحلیل گرایانه ست، ما برای پیشرفت و ارتقا به این نوع نگرش ها نیاز داریم، امیدوارم موفق باشی
ارسال پاسخ به دیدگاه " سمیرا رضائی "
لطفا برای درج دیدگاه خود فرم زیر را تکمیل نمایید.
نام:*
پست الکترونیک:
تلفن همراه:
متن دیدگاه:*
 _                    _ 
| |                  (_)
| |__   _ __  __   __ _ 
| '_ \ | '_ \ \ \ / /| |
| |_) || |_) | \ V / | |
|_.__/ | .__/   \_/  |_|
       | |              
       |_|              
لطفاً عبارت نمایش داده شده در تصویر بالا را وارد نمایید.
امیر
۱۳۹۴/۰۹/۰۷
خانم رضائی؟
مشوق شما برای نوشتن مطلب کیه؟
ارسال پاسخ به دیدگاه " امیر "
لطفا برای درج دیدگاه خود فرم زیر را تکمیل نمایید.
نام:*
پست الکترونیک:
تلفن همراه:
متن دیدگاه:*
 _                    _ 
| |                  (_)
| |__   _ __  __   __ _ 
| '_ \ | '_ \ \ \ / /| |
| |_) || |_) | \ V / | |
|_.__/ | .__/   \_/  |_|
       | |              
       |_|              
لطفاً عبارت نمایش داده شده در تصویر بالا را وارد نمایید.
سمیرا رضائی
۱۳۹۴/۰۹/۰۸
امیر عزیز
من از سالها پیش و به جهت رشد و ارتقا سطح فکری خودم مطلب مینویسم، الان هم مطالبم تو چند سایت مختلف هر از گاهی آپلود میشه که یکی از اونها وبسایت مدیر دات بیز هست. راستش رو بخوای اولین باری که پروفسور حیدری مطالب من رو خوندن بسیار من رو تشویق به نوشتن کردن و مشوق اصلی من ایشون هستن از طرفی من برای رشد و تقویت فضای فکریم ماهی یک جلسه خدمت دکتر نظری میرسم و همچنین از شاگردهای استاد شعبانعلی هم هستم، حضور در کنفرانس های باشگاه و آموزش از اساتید عزیز، برادران پاکزادیان همیشه به رشد فکری من کمک کرده
من فکر میکنم اگه نوشته های من تا این حد دغدغه براتون
ایجاد کرده به سایت یا حداقل مطالب من سر نزنید :)
در هر صورت برای من قابل احترام هستید
ارسال پاسخ به دیدگاه " سمیرا رضائی "
لطفا برای درج دیدگاه خود فرم زیر را تکمیل نمایید.
نام:*
پست الکترونیک:
تلفن همراه:
متن دیدگاه:*
 _                    _ 
| |                  (_)
| |__   _ __  __   __ _ 
| '_ \ | '_ \ \ \ / /| |
| |_) || |_) | \ V / | |
|_.__/ | .__/   \_/  |_|
       | |              
       |_|              
لطفاً عبارت نمایش داده شده در تصویر بالا را وارد نمایید.
امیر
۱۳۹۴/۰۹/۰۸
چقدر فکر کردین تا این چرندیات رو با یک روز تاخیر تحویل بدید خانوم؟ تا این حد اسکول تشریف دارید که متوجه نیش و کنایه هم نمیشید! بند و بساطت رو جمع کن خانوم شما رو چه به نوشتن؟
ارسال پاسخ به دیدگاه " امیر "
لطفا برای درج دیدگاه خود فرم زیر را تکمیل نمایید.
نام:*
پست الکترونیک:
تلفن همراه:
متن دیدگاه:*
 _                    _ 
| |                  (_)
| |__   _ __  __   __ _ 
| '_ \ | '_ \ \ \ / /| |
| |_) || |_) | \ V / | |
|_.__/ | .__/   \_/  |_|
       | |              
       |_|              
لطفاً عبارت نمایش داده شده در تصویر بالا را وارد نمایید.
پاشایی
۱۳۹۴/۰۹/۰۸
به نظرم این مطلبت جذاب بود اما کاربردی نبود خانم رضایی
ارسال پاسخ به دیدگاه " پاشایی "
لطفا برای درج دیدگاه خود فرم زیر را تکمیل نمایید.
نام:*
پست الکترونیک:
تلفن همراه:
متن دیدگاه:*
 _                    _ 
| |                  (_)
| |__   _ __  __   __ _ 
| '_ \ | '_ \ \ \ / /| |
| |_) || |_) | \ V / | |
|_.__/ | .__/   \_/  |_|
       | |              
       |_|              
لطفاً عبارت نمایش داده شده در تصویر بالا را وارد نمایید.
عادل
۱۳۹۴/۰۹/۰۸
روزی حضرت عیسی (ع) از راهی می گذشت. ابلهی با وی دچار شد و سخنی پرسید. بر سبیل تلطّف، جوابش باز داد، اما آن شخص آغاز عربده و سفاهت نهاد؛ چنان که او نفرین می کرد، عیسی تحسین می نمود... عزیزی بدان جا رسید، گفت: ای روح الله، چرا زبون این ناکس شده ای و هر چند او قهر می کند، تو لطف می فرمایی و با آن که او جور و جفا پیش می برد، تو مهر و وفایش می نمایی؟! عیسی گفت: ای رفیق موافق! «کلّ اناء یترشّح بما فیه؛ از کوزه همان برون تراود که در اوست». از او آن صفت می زاید و از من این صورت می آید. من از وی در غضب نمی شوم و او از من صاحب ادب می شود. من از سخن او جاهل نمی گردم و او از خُلق و خوی من عاقل می گردد

به نقل از: غلامحسین کاشفی، اخلاق محسنی، ص 70 - 68
فکر کنم برای اهل ادب و تعقل این حکایت کافی باشه.
ارسال پاسخ به دیدگاه " عادل "
لطفا برای درج دیدگاه خود فرم زیر را تکمیل نمایید.
نام:*
پست الکترونیک:
تلفن همراه:
متن دیدگاه:*
 _                    _ 
| |                  (_)
| |__   _ __  __   __ _ 
| '_ \ | '_ \ \ \ / /| |
| |_) || |_) | \ V / | |
|_.__/ | .__/   \_/  |_|
       | |              
       |_|              
لطفاً عبارت نمایش داده شده در تصویر بالا را وارد نمایید.
هدى
۱۳۹۴/۰۹/۰۸
از نوع جواب دادن شما مشخصه که نه تنها سواد فهمیدن صحبت ها و مطالب علمى یک دانش آموخته فعال رو که مطمىناً سالها براى رسیدن به این درجه زحمت کشیده و تلاش کرده رو ندارید بلکه ادب صحبت کردن در یک مکان اجتماعى رو هم ندارید.سایت هاى مناسب احوال شما رو من نمیشناسم ولى مطمىناً زیاد جاهایى وجود داره که میتونین به اونجاها سر بزنین و عقده هاى درونیتون رو تخلیه کنید.
از مدیر محترم سایت تقاضا دارم مطالب این چنینى از این افراد معلوم الحال رو آپلود نکنن و اجازه بدن در یک مکان امن بیشتر بتونیم از فکر افراد نخبه جامعه مون استفاده کنیم،چرا که صحبت هاى خانم رضایى بسیار در شکوفایى فکر بنده و دوستانم موثر بوده.
ارسال پاسخ به دیدگاه " هدى "
لطفا برای درج دیدگاه خود فرم زیر را تکمیل نمایید.
نام:*
پست الکترونیک:
تلفن همراه:
متن دیدگاه:*
 _                    _ 
| |                  (_)
| |__   _ __  __   __ _ 
| '_ \ | '_ \ \ \ / /| |
| |_) || |_) | \ V / | |
|_.__/ | .__/   \_/  |_|
       | |              
       |_|              
لطفاً عبارت نمایش داده شده در تصویر بالا را وارد نمایید.
رضا رادمنش
۱۳۹۴/۰۹/۰۸
سرکار خانم رضایى، متن زیبا و آموزنده شما به واقع میتواند رهنمود دهنده و افزاینده آموخته هاى فعالان این عرصه باشد و از این بابت و بدینوسیله به شما تبریک میگم. تلاشگران زمینه هاى مختلف اگر قرار بود با ایجاد سرعتگیرهایى که رقیبان و مخالفان بر سر راهشان قرار میدهند از ادامه راه انصراف دهند هیچ اتفاق موفقیت آمیزى روى نمیداد بلکه گره ها و موانع مغرضانه و غیر مؤدبانه حکایت از رشد و موفقیت شما داشته و باعث بوجود آمدن چنین حس حسادت گونه اى در بعضى از افراد شده است. انشاء مطالب نامربوط از هرکسى برمى آید، ولى عدم تحمل مطالب علمى و عمیق مخصوص حسودان است. من از خواندن نوشته هاى شما استفاده میکنم و لذت میبرم. امیدوارم شاهد ادامه این راه از سوى شما باشم و مطالب دیگرى را بزودى بخوانم.
ارسال پاسخ به دیدگاه " رضا رادمنش "
لطفا برای درج دیدگاه خود فرم زیر را تکمیل نمایید.
نام:*
پست الکترونیک:
تلفن همراه:
متن دیدگاه:*
 _                    _ 
| |                  (_)
| |__   _ __  __   __ _ 
| '_ \ | '_ \ \ \ / /| |
| |_) || |_) | \ V / | |
|_.__/ | .__/   \_/  |_|
       | |              
       |_|              
لطفاً عبارت نمایش داده شده در تصویر بالا را وارد نمایید.
سمیرا رضائی
۱۳۹۴/۰۹/۰۸
ممنون از نظرتون جناب پاشایی عزیز
فرمایشتون کاملا درسته، این مطلب شاید کاربردی نباشه فقط یه جورایی اطلاع رسانیه
ارسال پاسخ به دیدگاه " سمیرا رضائی "
لطفا برای درج دیدگاه خود فرم زیر را تکمیل نمایید.
نام:*
پست الکترونیک:
تلفن همراه:
متن دیدگاه:*
 _                    _ 
| |                  (_)
| |__   _ __  __   __ _ 
| '_ \ | '_ \ \ \ / /| |
| |_) || |_) | \ V / | |
|_.__/ | .__/   \_/  |_|
       | |              
       |_|              
لطفاً عبارت نمایش داده شده در تصویر بالا را وارد نمایید.
مدیر سایت
۱۳۹۴/۰۹/۰۸
هدی عزیز، ما نمی تونیم نظرات رو جدا کنیم و تا جایی که امکانش باشه همه نظرات آپلود میشن، به هر حال ظرفیت وجودی ما باید همزمان با توسعه مهارت هامون رشد کنه و یکی از این شاخصه ها صبر و شنوایی هستش.
ارسال پاسخ به دیدگاه " مدیر سایت "
لطفا برای درج دیدگاه خود فرم زیر را تکمیل نمایید.
نام:*
پست الکترونیک:
تلفن همراه:
متن دیدگاه:*
 _                    _ 
| |                  (_)
| |__   _ __  __   __ _ 
| '_ \ | '_ \ \ \ / /| |
| |_) || |_) | \ V / | |
|_.__/ | .__/   \_/  |_|
       | |              
       |_|              
لطفاً عبارت نمایش داده شده در تصویر بالا را وارد نمایید.

ثبت دیدگاه
لطفا برای درج دیدگاه خود فرم زیر را تکمیل نمایید.



نام: *
پست الکترونیک:
تلفن همراه:
متن دیدگاه:*
 _                    _ 
| |                  (_)
| |__   _ __  __   __ _ 
| '_ \ | '_ \ \ \ / /| |
| |_) || |_) | \ V / | |
|_.__/ | .__/   \_/  |_|
       | |              
       |_|              
لطفاً عبارت نمایش داده شده در تصویر بالا را وارد نمایید.
بازگشت به مقالات منابع انسانی