مدیر.بیز

اخبار 

۱۳۹۲/۰۳/۱۲

پشت نقاب یک زن/ رقیه کارگر دیزجی:پا به پای کارگران در معدن...

پشت نقاب یک زن تعبیر خوبی برای اوست. یک زن با تمام زنانگی‌هایی که دارد، صبح زود از خواب بیدار می‌شود و به فکر برآورده کردن تمام خواسته‌هایش است. معنای واقعی «خواستن، توانستن است» را در کلام رقیه کارگر دیزجی می‌توانیم بفهمیم. متولد اواخر سال 1349 در تهران است. و در حال حاضر سمت مدیر عامل و نیز ریاست هیأت مدیره شرکتی که متعلق به خودش است را برعهده دارد و نیز مدیر واحد کانی غیر فلزی، سیمان است. اموری که مربوط به صادرات سیمان است. شاید برای خانم‌های ایرانی، جالب باشد که بدانند چطور می‌شود یک زن پا به پای مردان دیگر کار کند و صحبت ما از اینجا شروع می‌شود که یک زن با تمام زنانگی‌هایی که دارد، صبح زود از خواب بیدار می‌شود و ...

+ رسیدن به رویاها از کجا شروع شد؟
محکم سر رویاهایم ایستادم. پدرم حامی من بود و همیشه می‌گفت که درس بخوانم و به عنوان تنها دختر خانواده روی پای خودم بایستم. دقیقا یادم می‌آید که می‌گفت:«شیر، زن و مرد یا نر و ماده ندارد. دخترم! تو باید آنقدر درس بخوانی و قوی باشی که در آینده بتوانی با یک خودکار، درآمد دلاری داشته باشی.» شاید کلمه مدیریت بازرگانی خارجی به من گفته نمی‌شد ولی فکر می‌کردم، چه کاری باید انجام دهم که سنگین‌ترین وزنه‌ای که در دستم باشد، خودکارم باشد و درآمد دلاری داشته باشم.

+ چه اصلی را در کار خود بیشتر مدنظر قرار می‌دهید؟
همیشه من به پرسنلم هم گفتم که ما را باید به خوش‌نامی بشناسند. رشد مالی شرکت برای من خیلی مهم است ولی مهم‌‌تر از آن این است که بگویند همان شرکتی که این بسته‌بندی زیبا را دارد یا همان شرکتی که کارش را به درستی انجام می‌دهد و چک‌هایش به موقع پاس می‌شود. خدا را شکر می‌کنم که در کار سنگ که بیشترین وقت را از من می‌گیرد، هر جایی که می‌خواهیم عمل کنیم، می‌گویند:« چک خودتان را بدهید! دیرتر بدهید ولی چک برای خود شما باشد.» بالاخره در زمان بسیار کم توانستیم در تجارت با خوش‌نامی ظاهر شویم که دیگران بگویند، اگر چک خانم کارگر یا مجموعه اوست مورد قبول ماست. از نظر جنس هم هر چه را که تولید کرده‌ایم، مورد قبول بوده و امیدوارم که با حمایت جدی دولت، مسأله تولید شکوفاتر شود.
+ اینکه شما در معدن پا به پای کارگران کار می‌کنید. این برای‌تان سخت نیست؟
من هفته‌ای یک بار، شب به معدن می‌روم و در کانکس خودم استراحت می‌کنم. صبح زود با کارگران به سینه کار می‌زنم و از راننده لودر و بیل و کارگران گزارش کار را می‌گیرم و دوباره شبانه به کارخانه بر‌می‌گردم.
+ من به عنوان یک خانم، شما را یک خانم موفق می‌دانم. این رمز موفقیت از کجا آمد؟
پشتکار، ایجاد انگیزه توسط خانواده، فکر و انگیزه خودم و باز هم پشتکار. این کار بی‌خوابی و دویدن زیادی دارد و استراحت تقریبا ندارد یا اگر هم داشته باشد، خیلی کم است. این کار ثانیه‌ای است. اینطور نیست که سر فرصت غذا بخورید و سر فرصت بروید و بیایید. در کار صادرات سیمان هم تمام ساعات شب با کشتی و بندر و با رسیدن کشتی به مقصد و با این و آن سر و کار دارد. با ناخدا و ملوان و راننده باید سر و کله بزنید. پس بنابراین باید زمان‌های اتلافی را به صفر برسانید. من علاقه زیادی به کارم دارم.